دپارتمان گوش، حلق و بینی- جراحی سر و گردن دانشگاه علوم پزشکی کارولینای جنوبی (MUSC) یک پرسش بنیادین مطرح کرده است:
اگر میتوانستیم کمشنوایی را پیش از آنکه خود بیمار متوجه وجود آن شود، شناسایی کنیم چه؟
با ترکیب یکی از بزرگترین پایگاههای داده شنوایی در جهان با هوش مصنوعی (AI) پیشرفته، پژوهشگران MUSC در حال تبدیل ویزیت معمولی کلینیک به یک موتور تشخیصی قدرتمند هستند.
هوش مصنوعی برای شناسایی الگوهای ظریف گفتاری، تلفظ اشتباه کلمات یا برداشت نادرست از پرسشها به کار گرفته میشود؛ نشانههایی که میتوانند آغاز کمشنوایی را حتی زمانی که بیمار هنوز به دلیل مشکل شنوایی مراجعه نکرده است، آشکار کنند.
این رویکرد، درمان را از اتکا به گزارشهای ذهنی بیماران فراتر میبرد و به سمت ارزیابی خطر مبتنی بر دادهها حرکت میدهد؛ بهگونهای که افراد در معرض خطر، سالها زودتر شناسایی میشوند.
نقش هوش مصنوعی در تحلیل گفتوگوهای پزشک و بیمار
دکتر پیتر دیکسون (Peter Dixon)، متخصص گوش، حلق و بینی و دانشمند حوزه پژوهش که رهبری این پروژه را در MUSC بر عهده دارد، از پردازش زبان طبیعی Natural Language Processing – NLP برای تحلیل گفتوگوهای واقعی میان پزشکان و بیماران استفاده میکند.
بینش نوآورانه او بسیار ساده اما عمیق است:
شیوه صحبت کردن بیمار در طول یک جلسه پزشکی- مانند تلفظ اشتباه کلمات، برداشت نادرست از پرسشها یا پاسخهای غیرمعمول- ممکن است پیش از آنکه آزمایشهای سنتی شنوایی بتوانند کمشنوایی را نشان دهند، وجود آن را آشکار کند.
این روش امکان غربالگری خودکار در سیستمهای بزرگ سلامت را بدون افزایش بار کاری کارکنان فراهم میکند و قدرت تشخیصی را بسیار فراتر از توانایی پزشکان بهتنهایی گسترش میدهد.
پایه علمی این نوآوری
این نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی بر پایه مجموعهای عظیم و دقیق از دادهها ساخته شده است.
در طول ۳۷ سال گذشته، این دپارتمان یکی از بزرگترین پایگاههای داده کمشنوایی در جهان را از طریق یک مطالعه طولی با حمایت مؤسسه ملی سلامت آمریکا (NIH) به رهبری دکتر جودی دوبنو (Judy Dubno) ایجاد کرده است.
این مجموعه داده – که بزرگترین پایگاه داده خارج از کشور ایسلند محسوب میشود – روند طبیعی کاهش شنوایی را در میان جمعیتهای مختلف و گروههای گوناگون جمعیتی دنبال میکند و پایه علمی تحقیقات تشخیصی MUSC را تشکیل میدهد.
همچنین دکتر تد مکراکان (Ted McRackan) در همکاری با دکتر دیکسون، مجموعه ابزار ارزیابی کیفیت زندگی کاشت حلزون Cochlear Implant Quality of Life – CIQOL را توسعه داده است.
این ابزار اکنون به ۱۷ زبان ترجمه شده و در ایالات متحده و سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد.
در واقع CIQOL به تیمهای درمانی اجازه میدهد بهصورت رسمی اندازهگیری کنند که بیماران از درمان چه انتظاری دارند و چه نتایجی را موفقیتآمیز میدانند.
این ابزار فراتر از معیارهای ساده و تکبعدی حرکت کرده و طیف کامل معنای «موفقیت درمان» را از نگاه زندگی واقعی بیمار ثبت میکند.
در حوزهای دیگر، دکتر راد شلوسر (Rod Schlosser) در حال بررسی آنوسمی (Anosmia) یا ناتوانی در تشخیص بوها بهعنوان یک عامل پیشبینیکننده زوال عقل است.
این پژوهش که با حمایت NIH انجام میشود، نشان میدهد که حوزه سر و گردن میتواند دریچهای برای شناخت سلامت عصبی کلی بدن باشد.
مجموع این پروژهها نشان میدهد که تخصص گوش، حلق و بینی یک حوزه جدا و محدود نیست؛ بلکه میتواند پنجرهای برای شناسایی بیماریهای سیستمیک بدن باشد.
مسیر پژوهشهای آینده
فراتر از نوآوریهای فردی، این دپارتمان در حال توسعه رویکردهای سیستماتیک برای پیشگیری از بیماریها پیش از پیشرفت آنهاست.
مؤسسه Evelyn Trammell در حال تعریف معیارهای جدید طبیعی برای اختلالات بلع است تا امکان تشخیص زودهنگام مشکلات عملکردی فراهم شود.
همچنین مطالعه اخیر دکتر لورِن دیلارد (Lauren Dillard) در مجله JAMA Network Open با بررسی روند کاهش شنوایی در یک دوره ۲۵ ساله، یافتههای مهمی ارائه کرده است.
این مطالعه نشان داد که کمشنوایی تنها یک مشکل جسمی نیست، بلکه میتواند نشاندهنده وضعیت سلامت عروقی، فشار خون بالا و نابرابریهای مرتبط با آموزش و سلامت باشد.
تأثیر جهانی
دامنه تأثیر نوآوریهای این دپارتمان بسیار فراتر از ایالت کارولینای جنوبی است.
برنامههای سلامت جهانی مانند:
- Global Smile در السالوادور
- دورههای تخصصی راینولوژی در کوبا
- همکاریهای دکتر دیلارد با سازمان جهانی بهداشت (WHO)
اطمینان میدهند که نوآوریهای تشخیصی و جراحی MUSC به جوامع کمبرخوردار در سراسر جهان نیز کمک میکند.
این دورهها به دستیاران پزشکی اجازه میدهند آموزش دانشگاهی را با خدمترسانی واقعی ترکیب کنند و همزمان جایگاه ملی دپارتمان MUSC در رتبه یازدهم پژوهشی در آمریکا را تقویت کنند.
چرا این موضوع اهمیت دارد؟
تشخیص زودهنگام کاهش حسی، نشانگرهای شناختی و بیماریهای سیستمیک میتواند نتایج درمانی را بهطور چشمگیری تغییر دهد.
بیماری که پیش از کاهش قابل توجه شنوایی بهعنوان فرد در معرض خطر شناسایی شود، فرصت دریافت مداخلات درمانی را خواهد داشت؛ مداخلاتی که میتوانند کیفیت زندگی او را حفظ کنند.
همچنین فردی که از طریق ارزیابی حس بویایی در معرض خطر زوال عقل شناسایی میشود، میتواند اقدامات پیشگیرانه را زودتر آغاز کند.
این همان مفهوم پزشکی پیشگیرانه در بهترین شکل خود است:
استفاده از دادهها و نوآوری برای مقابله با بیماری، پیش از آنکه بیماری فرصت پیشرفت پیدا کند.
به گفته دکتر رابرت لابادی (Robert Labadie)، رئیس این دپارتمان، تمام این دستاوردها به این دلیل امکانپذیر شدهاند که این مجموعه حاضر نیست وضعیت موجود را بپذیرد.
او میگوید:
«ما درباره فردا، از دیروز فکر میکنیم.»
منظور او این است که این دپارتمان هماکنون روی مشکلات آینده کار میکند و ابزارها و شواهد علمی مورد نیاز برای استانداردهای درمانی آینده را امروز میسازد.
با تسلط بر این مرزهای جدید تشخیصی، دپارتمان گوش، حلق و بینی MUSC اطمینان حاصل میکند که مردم کارولینای جنوبی و افراد در سراسر جهان فقط عمر طولانیتری نداشته باشند؛ بلکه زندگی خود را با حواس، صدا و حافظه سالمتر ادامه دهند.